محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 35

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

چون در مقدمه كتاب فكوك دقيقا بحث كرده‌ايم ، ولى چند كتاب هست كه خود شيخ در كتابهايش از آنها نام مىبرد ، ولى نسخ آن مشاهده نشده است ، از جمله كتاب كشف السّر و علم العلم و غيره . البته اينها هم كه نام برده شد ؛ برخى از آنها يا قسمتى از يك كتاب ديگر شيخ است و يا قرينه آن بنام آن كتاب ناميده شده است ، مانند رسالهء الهادية المرشدية ، كه در دو جا بنام : رسالهء هاديه و در جاى ديگر بنام : رسالهء مرشديه ناميده شده است ، و يا رسالة فى امر المهدى « 1 » كه مسلما از رسائل متمهديان است و انتساب به شيخ يافته و ما اين امور را در پانويس‌هاى مقدمه فكوك بيان داشته‌ايم ، ولى چون دسترسى به منبع آنها كه كتابخانه‌هاى تركيه‌اند نداريم ، لذا به قدر ميسور و قرائن حالى و مقالى سخن گفته‌ايم . ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه . آب دريا را اگر نتوان كشيد * هم به قدر تشنگى نتوان بريد معرفى شخصيت قونوى و قدرت علمى او استاد بارع جناب آقاى آشتيانى كه در اين فن - يعنى فلسفه و عرفان و تصوف اسلامى - شاخص‌اند ؛ مقدمه‌اى زيبا بر كتاب مشارق الدرارى سعيد الدين فرغانى دارند و در آنجا دربارهء قونوى و افكارش بسيار عالى بحث كرده‌اند ، ما اين مقدمه را به برخى از نظريات ايشان دربارهء قونوى و آراء او - در آن مقدمه - و نيز به گزارشى از تصوف علمى از صاحب ادبيات در ايران ؛ اختصاص مىدهيم . گويد : قونوى بعد از استاد و معلم خود - شيخ اكبر - در عالم عرفان نظرى نظير ندارد و آثار او بهترين آثار در عرفان و تصوف است ، و كتب او از جهت

--> ( 1 ) - نسخه‌اى عكسى از اين رساله كه متعلق به درگاه مولانا در قونيه و به زبان عربى است نزد مترجم موجود است ؛ و مسلما از قونوى نيست ، حال شيخ كبير رساله‌اى ديگر دربارهء مهدى عليه السلام دارد يا نه ، خدا مىداند و نياز به تحقيقى طولانى - با امكانات دسترسى به نسخه‌هاى تركيه - دارد . و الله يعلم حقائق الامور . و قال : ما اوتيتم من العلم الاقليلا .